محبت

 

پدرم میگفت:

محبتت را به برگ ها سنجاق مزن

که باد با خود می بَرد...

محبتت را به آب جویی بریز

که با ریشه ها عجین شود...

ریشه ها هرگز اسیر باد نیست...

                              

                          مادرم میگفت:

                          پروانه ی محبتت را

                          به تار عنکبوتی بینداز که سیر نباشد...

                          محبتت را به خانه ی دلی بنشان

                          که خیال بیرون شدن ندارد...

 

                                                   و یاد معلمم بخیر...

                                                   هر وقت به آخر خط میرسیدم میگفت:

                                                   نقطه سر خط...

                                                   مهربان تر از خودت

                                                   با دیگران باش...

 

مادر

که گفته است دلم باز در هوای تو نیست ؟
مگر تمام وجودم فقط برای تو نیست ؟
چراهمیشه صدا می زنی مرا ؟ مادر !
مگر تپیدن قلبم همان صدای تو نیست ؟
ترانه ها همه زیباست مادرم اما 
ترانه ای به قشنگی لای لای تو نیست 
سعادت من فرزند از کرامت تست 
مگر سعادت فرزند از دعای تو نیست ؟
ببخش کودک خود تا خدا ببخشاید 
مگر رضای خداوند در رضای تو نیست 
به از بهشت مگر خلقتی خدا دارد 
مگر بهشت خداوند زیر پای تو نیست ؟
تویی خدای من ای هستی ام از تو 
مگر که خالق تو مادرم خدای تو نیست ؟
نمرده ای تو چرا ؟ چون خدا نمی میرد 
بقای عشق و محبت مگر بقای تو نیست ؟
به کاینات به کیوان تو آبرو داری 
حدیث عاطفه حرفی بجز وفای تو نیست

بررسی نقش مادر در حجاب فرزندان از دیدگاه امام خمینی (ره)

تعلیم و تربیت، عبارت است از فراهم آوردن زمینه ها و عوامل به فعلیت رساندن یا شكوفا ساختن شخص در جهت رشد و تكامل اختیاری او به سوی هدف های مطلوب و بر اساس برنامه ای سنجیده شده .(1)

از جمله ی ذکر شده در بالا می توان به اهمیت تعلیم و تربیت پی برد، با تعلیم و تربیت درست و الهی می توان به درجات رفیع الهی رسید و از سوی دیگر با تعلیم نادرست در سراشیبی سقوط خواهد افتاد.

تربیت و آموزش فرزندان از بدو تولد و در ماه ها و سال های ابتدایی زندگی آن ها شروع می شود و نباید این موضوع را به تاخیر انداخت مسئله ای که بسیاری از پدر و مادر ها به آن توجه ندارند.


در نقش تربیتی خانواده همانطور که امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی در بیان نقش برتر مادر در تربیت فرمودند:
[بچه] در دامن مادر بهتر تربیت می شود، تا در جوار پدر (2). عاطفه مادری سبب می شود وی بیش از دیگران به کودک خود توجه نماید؛ و نیز موقعیت زیستی روانی و همراهی دائمی مادر با کودک، نقش بالاتری نسبت به پدر که زمان کمتری با کودک می گذراند، دارد و کودک، او را به عنوان اولین و مطمئن ترین رهبر می پذیرد.

در بحث حجاب و عفاف هم همین موضوع صادق است، فرزندان در سنین کودکی می آموزند و در این آموختن والدین خود و بخصوص مادر را الگو قرار می دهند، مهمترین نقش و اصل تربیتی در فرزندان تربیت عملی و عینی است، کودک رفتار هایی را که می بیند سرمشق خود قرار می دهد، اگر مادری که به عنوان الگو در ذهن کودک در نظر گرفته شده است به حجاب و پوشش خود اهمیت دهد کودک نیز از همان سال های ابتدای زندگی حجاب را می پذیرد و آن را به عنوان یک باید در ذهن خود می یابد.

خانم طباطبایی، عروس بزرگوار امام(ره) نقل می کنند:
امام (ره) نقش مادر را در خانه بسیار تعین کننده می دانستند و به تربیت بچه اهمیت زیادی می دادند. گاهی ما به شوخی می گفتیم: پس زن باید همیشه در خانه بماند؟ ایشان در جواب می گفتند: شما خانه را کم نگیرید، تربیت بچه ها کم نیست. اگر کسی بتواند یک نفر را تربیت کند، خدمت بزرگی به جامعه کرده است. ایشان معتقد بودند که تربیت فرزند از عهده مرد بر نمی آید و این کار دقیقاً به زن بستگی دارد؛ چون عاطفه زن بیشتر است و قوام خانواده هم باید براساس محبت و عاطفه باشد.(3)

از بیانات امام خمینی (ره) به نقش خانواده و بخصوص مادر در شکل دهی آینده جامعه پی می بریم، بنابراین باید به این نهاد کلیدی و انسان ساز توجه ویژه ای داشت و خانواده را یکی از شاه کلید های رفع مشکل حجاب در آینده در نظر گرفت.

تاثیر فیسبوک بر فرهنگ ایرانی

فیسبوک، وی چت، واتساپ، تانگو و ... شبکه های اجتماعی و برنامه هایی هستند که در سال های اخیر رواج پیدا کرده اند و به نوعی وارد زندگی جوانان شده اند، در این پست می خواهیم تاثیر این شبکه های اجتماعی و نرم افزار های ارتباطی را بر زندگی و وضعیت فرهنگی نوجوانان و جوانان بررسی نماییم.

در عصر ارتباطات و فناوری اطلاعات استفاده از کامپیوتر و اینترنت لازم و ضروری به نظر می رسد و کسی نمی تواند منکر فواید استفاده درست از اینترنت باشد... امروزه تقریبا در هر خانه ای کامپیوتر و اینترنت در دسترس است و یا گوشی های هوشمندی که کارایی بالایی در استفاده از اینترنت و ... دارند در دستان بسیاری دیده می شود... استفاده از امکانات دنیای دیجیتال به خودی خود مفید است اما متاسفانه بعضا دیده میشود که عده ای از این ابزار در جهت منفی استفاده می کنند که این استفاده نادرست میتواند بر فکر، فرهنگ و حتی اعتقادات هر فردی بخصوص نوجوانان و جوانان تاثیر منفی داشته باشد.

برای مثال استفاده از فیسبوک شاید در نگاه اول برای در ارتباط بودن با دوستان و آشنایان قدیمی و خبرگرفتن از آنها و ... جالب باشد و ضرری نداشته باشد اما وقتی این استفاده به سمت دوست یابی و تخلیه نیاز های عاطفی میرود مسئله متفاوت می باشد.

دردسترس بودن وسایل ارتباطی نوین برای فرزندان در سنین پایین بدون هیچ کنترلی باعث نوعی گم شدگی در فضای بیکران مجازی می شود. مانند این است که فرزند خوردسال خود را در شهری ناآشنا و بزرگ با خطرات مختلف رها کنیم آنوقت چه سرنوشتی در انتظار فرزندان ما خواهد بود؟؟!

استفاده از تکنولوژی های نوین همانطور که مفید است میتواند مضر نیز باشد بنابراین نیاز به کنترل و مراقبت از فرزندان در استفاده از این ابزار لازم و ضرروری است.

 

 

 

تا همین چند سال پیش دختران و زنان از در اختیار قرار گرفتن عکس خود به دست دیگران شدیدا هراس داشتند اما هم اینک در شبکه های اجتماعی تصاویری از دختران و حتی زنان توسط خودشان قرار داده می شود که اصلا در وضعیت مناسب حجاب قرار ندارند و روز به روز به صورت ناخود آگاه با سرعت بالایی به سمت عادی شدن بد حجابی و بی حجابی در فضای مجازی پیش می رویم که به دور از فرهنگ ایرانی و اسلامی ما است.

نظام خانواده در حال از هم گسیختگی است و این ابزارهای نوین هم به این موضوع دامن می‌زند این مسائل در ابتدا مانند روزنه‌ کوچکی است که در یک سد ایجاد می‌شود و به مرور زمان گسترش پیدا میکند.

خانواده ها باید با هدف درست و مشخص این وسایل ارتباطی را در اختیار فرزتدان خود قرار دهتد و فرزندان را نیز از این اهداف آگاه کرده و با مدیریت و نظارت درست اجازه استفاده ی نادرست از این ابزار را به فرزندان خود ندهند.

معمولا جوانان با هدف پر کردن اوغات فراقت خود وارد فضای مجازی می شوند اما پس از ورود به آن اعتیاد پیدا می کنند و در گزند آسیب های آن قرار می گیرند. در این بحث نقش دولت و مسئولان نیز بسیار مهم است، مسئولان باید با فراهم کردن فضاهای مفید و مفرح و سرگرمی های مختلف برای مردم و بخصوص جوانان اوقات فراغت آن ها را پر نمایند تا نیازی به پر کردن زمان در این فضاهای مجازی نامناسب احساس نشود.

جملات بزرگان

وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی،

ببین چه را از دست داده ای که این را به دست آورده ای...دالایی لاما

 

هیچ انسانی کامل نیست ، اما آدمهایی که خیال می کنند

کامل هستند هرگز به درد کار تیمی نمی خورند...جان ماکسول

 

گنجشکان لاف می زنند:
جیک جیک جیک جیک
«جیک» هیچ کدامشان در نیامد
تو که دور می شدی
«شمس لنگرودی»

 

بگو راه را گم کرده بودم
بگو ساعتم خواب مانده بود
اصلا بگو به مترو ساعت هفت نرسیدم
برای شتابی که نداشتی
بهانه ای جور کن
جهان
با دروغ تو
زیبا می شود.....
«مریم نوابی نژاد»

 

مردها وقتی عاشق می شوند
به دنیا می آیند،
و زنها
عاشق که می شوند.... می میرند!

جملات زیبا

در زندگی زخم هایی هست كه مثل خوره روح آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد. این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند این درددهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمرند و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرامیز تلقی بکنند .صادق هدایت

تقوی

 

از بس که زدم به شیشهٔ تقوی سنگ

وز بس که به معصیت فرو بردم چنگ

اهل اسلام از مسلمانی من

صد ننگ کشیدند ز کفار فرنگ

شیخ بهایی

سخنان ناب

ما در هیأت پروانه ی هستی با همه توانایی ها و تمدن هامان شاخکی بیش نیستیم ! برای زمین ، هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست اگر ردپای دزدِ آرامش و سعادت را دنبال کنیم سرانجام به خودمان خواهیم رسید. حسین پناهی

سادات کیانند

 سادات کیانند و سیادت چیست؟ 2-جایگاه معنوی سادات در فرهنگ اسلامی کجاست؟ 3- چه آثاری برای سیادت در جامعه وجود دارد؟

پاسخ: 
سیادت عنوانى است براى مردان و زنانى که در نسب خویش به حضرت هاشم بن عبد مناف (جدّ رسول اللَّه) مى‏رسند. هر کس نسب او به هاشم بن عبد مناف یا فرزندان او برسد، سید محسوب مى‏شود. (1) به فرزندان هاشم، بنى هاشم مى‏گویند. برخى از اینان به عموهاى پیامبر مثل ابوطالب و ابولهب، عباس و حمزه مى‏رسند. بنابراین فرزندان عباس عموى پیامبر که به آنان بنى عباس مى‏گویند، سید محسوب مى‏شوند. فرزندان ابوطالب به نام‏هاى طالب و عقیل و جعفر طیار و على(ع) و نسل آنان (تا کنون هر چه هستند) سیدند. پیامبر اسلام از جهت پسرانش (طیب و طاهر و قاسم و ابراهیم) چون در کودکى از دنیا رفتند، نسلى ندارد. فقط از طریق حضرت فاطمه زهرا(س) نسلش ادامه پیدا کرد. تمامى ائمه معصومین و فرزندان¬شان از طریق على(ع) به هاشم مى‏رسند و سید هستند. انتساب برخی از سادات به پیامبر، شرافت چند برابری برای آنان است که از طریق دختر ایشان حضرت فاطمه (س) حاصل شده است. اینکه سادات فعلی ذریّه پیامبر نامیده شدند، از این جهت می باشد. اگر چه غالباً فرزندان و نسل از طریق پسر به جدّ(پدر بزرگ) منتسب می شوند، اما به جهت روایات متعدد که از پیامبر نقل شده، ايشان فرزندان فاطمه را فرزندان خود دانسته، انتساب آنان را به خود تأکید كرده. این موضوع در برخی تفاسیر آیات سوره کوثر آمده است. در همه جوامع انتساب به رهبران و شخصیت‏ها نوعى امتیاز محسوب مى شود؛ از این رو مردم به بستگان شخصیت‏هاى علمى و سیاسى احترام مى گذارند. این از نظر اجتماعى است، نه از نظر الهى. از آن جا که سادات ذریه پیامبر از فاطمه زهرا(س) و نسل بنى هاشم هستند، اجتماع براى آنان حساب ویژه‏اى باز مى کند و به آنان با دید احترام می نگرد. اگر در روایات آمده که به سادات احترام بگذاريد، به جهت پیامبر است. امام رضا(ع) فرمود: «ما خاندان نبوت حقى که بر مردم داریم، به خاطر پیامبر مى باشد». (2) امتياز اجتماعي مسئوليت سادات را بيشتر مي كند. بنابراین از آن رو که سادات به پیامبر منتسب هستند، باید مواظب رفتار خود باشند؛ زیرا انجام برخى اعمال از انسان‏هاى معمولى مشکل ایجاد نمى‏کند، ولى انجام آن توسط انسان‏هاى با شخصیت و یا اشخاصی که به رهبران دینى منتسب هستند، مشکل ایجاد مى کند. بزنطى(راوي) مى گوید: در خدمت حضرت رضا(ع) نشسته بودم. سخن از سادات به میان آمد، عرض کردم: آیا منحرف از خاندان شما و غیر شما یکسانند؟ فرمود: «نیکوکار ما اجرش دو چندان و بدکار ما گناهش دو چندان است». (3) وظیفه ما آن است که نسبت به سادات احترام بگذاريم. همان طور که نسبت به سایر افراد احترام می گذاریم. البته می توانیم در قالب شرایط تعریف شده توسط اسلام - آنان را امر به معروف و نهی از منکر نمایم. همین طور سعی کنیم با رفتار و گفتار خود به آن ها بفهمانیم که سزاوار است جایگاه و مقام سیادت را حفظ کنند. صرف سید بودن موجب نمی گردد که سادات از این عنوان سوء استفاده کنند. امام رضا (ع) وقتى که برادرش (زیدالنار) را دید که از خود تعریف مى کند و به سیادت خود مغرور شده و دائماً«ما چنین، ما چنان » مى گويد، فرمود: «این سخنان چیست که مى گویى ؟! اگر سخن تو درست باشد و فرزندان رسول خدا وضع استثنایى داشته باشند و خداوند بدکاران آنان را عذاب نکند و عمل نکرده، به آنان پاداش بدهد، پس تو از پدرت موسى بن جعفر نزد خدا گرامى ترى، زیرا وى خدا را بندگى کرد تا به درجات قرب نائل آمد و تو مى پندارى بى آن که بندگى خدا کنى، مى توانى در درجه موسى بن جعفر قرارگیرى ». سپس آیه «انهّ عملٌ غیر صالح » را قرائت کرد و فرمود: فرزند پیامبر و انتساب به پیغمبر و امام کافى نیست؛ عمل صالح لازم دارد. (4) پى نوشت ها : پى نوشت‏: 1. عروه الوثقى، ج 2، کتاب الخمس، فصل 2، مسئله 3. 2. بحارالانوار، ج 31، ص 145 - 146. 3. بحارالانوار، ج 43، ص 230. 4. مرتضى مطهرى، عدل الهى، ص 371.

شب قدر

پروردگارا! من عذرخواه تمام گذشته‏ های غفلت خویشم؛ گذشته‏ هایی که مغرور و متکی به رحمت تو، دست در دست ابلیس می‏گذاشتم و از تو دور می‏شدم؛ گذشته‏ های عصیان و سرپیچی که همه از غفلت و نسیان من بال و پر می‏گرفت و مرا در پیشگاه لطف تو، گستاخ‏تر می‏کرد. 
در این شب معصوم، این سرآغاز دوباره تقدیر، تو را سوگند به بلندایِ قدری که بر قامت این شب دوخته‏ای، دست‏های توبه‏ کارم را مستجاب کن و بار دیگر، در مغفرتی مقدر، یاورم باش تا خود را از سر بگیرم.

 

در شب تقدیر

برهنه‏ام؛ برهنه از تمام نیکی‏ها و بی‏گناهی‏ها. زیر سقف بلندِ این شب، این شبِ آرزومندی، نشسته‏ام و سجاده ساکتم را فرمانروای دلم کرده‏ ام... . 
اشک‏هایم آن‏قدر بی‏قرارند که دست بردارِ سجده‏های طولانی نیستند. 
باید امشب خود را از این بغض‏های تلنبار قدیمی رها کنم! باید تکلیف تقدیرم را با اشک‏های پشیمان و عذرخواه، به زلالی رقم بزنم. 
از آن بالا به این «العفوِ» قرآن به سر، به این «الغوث» نفس‏ بریده، مهربان‏تر نگاه کن تا سرنوشت پیش رویم به یُمن عنایت امشبت سربلند شود. 

مرا بپذیر!

 ghadr[20patogh (5) عکس هایی با موضوع شبهای قدر , شهادت امام علی (ع)

 

 

به نظر می رسد زندگی مشکل نیست،بلکه مشکلات زندگی اند! -


می دانی چیست ؟
به نظر می رسد زندگی مشکل نیست ،
بلکه مشکلات زندگی اند !
می بینی ؟...
می بینی به چه روزی افتاده ام
؟
حق با تو بود !
می بایست می خوابیدم !
اما به سگ ها سوگند ،
که خواب کلکِ شیطان است ،
تا از شصت سال عمر ،
سی سالش را به نفع ِ مرگ ذخیره کند !
می شود به جای خواب به ریلها
و کفش ها
و چشم ها فکر کرد
و از نو نتیجه گرفت که با وفاترین جفت های عالم ،
کفش های آدمی اند !
می شود به زنبور هایی فکر کرد
که دنیای به آن بزرگی را گذاشته اند
و آمده اند زیر سقفِ خانه ی ما خانه ساخته اند !
می شود به تشبیهات خندید !
به زمین و مروارید !
به خورشید و آتشفشان !
به ستاره ها و فرزانه های عشق !
به هوای خاکستری و گیسوهای عروس ِ پیر !
به رعد و برق ِ آسمان و خشم ِ خداهای آهنی !
تصور کن !
هنوز هم زمین گرد است و منجمین پیر ِ کنجکاو ،
از پشت تلسکوپ های مسخره شان
ــ که به مرور به خرطوم فیل های تشنه شبیه می شوند ــ
به دنبال ِ ستاره ی ناشناخته ی تازه تری می گردند !
به من بگو ! فرزانه ی من !

خواب بهتر است یا بیداری ؟

                                                        
حسین پناهی

دهه فجر مبارک باد



 امـام آمــد

امـام آمـد و چون خون در رگ هایمان جاری شد. امـام آمـد و به سان نور، شب تارمان را روشنایی داد.  امـام آمد و چـون روح به کالبد مرده مان، حیاتی دوبـاره بخشید. امام آمد و زمستانمان را بهــاری جـاودانه کرد. امـام آمد و فــجــر آورد و در دسـتان پر نـورش، »استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی «را به ارمغان آورد.

خوش آمدی

سلام بر تو ای مطلعِ فجر. ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش آمدی. خوش آمدی که با آمدنت زنجیرهای سنگی از گردنمان گسیخت، کمرهای خمیده مان راست شد، بر لب های پژمرده مان شکوفه های تبسم نشست، در قلب های سوخته مان گلبوته های عشق و امید رویید و بر گونه های زردمان گلخنده های شادی نمودار شد. خوش آمدی که با مقدمت، عطر آزادی به جای بوی باروت در فضای میهن اسلامی مان پیچید و قفس ها شکسته شد. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارمان گریخت. خوش آمدی ای فجر پیروزی. تو طلوع آزادی وطن، بارش مهتاب، ترانه عشق، نردبان عروجی. مقدمت را گرامی می داریم و پیامت را پاسداری می کنیم.


ای نور چشم ملت ایران خوش آمدی     ای یوسف عزیز به کنعان خوش آمدی

دیدی که چشم مردم ایران سپید گشت   یعقوب وار، در غم هجران خوش آمدی

دختری مبارزم


دختري مبارزم!

مرا متهم نكنيد به افراطي بودن،به خشونت،به ناديده گرفتن واقعيت ها...

كاش اين را بفهميد كه مي توان قلبي سرشار از عشق و روحي لطيف داشت اما در راه ارزش ها جنگيد!

زندگی سراسر آزمون است و شهادت مهر قبولی...

اللهم ارزقنا شهاده فی سبیلک

******************************
زن با نقاط قوت زنانه ي خود-كه خداي متعال در وجود او به وديعه گذاشته و مخصوص زن است-همراه باايمان عميق،همراه

با استقرار ناشي از اتكاء به خداوند و همراه با عفت و پاكدامني-كه فضاي او را نورانيت مي بخشد- مي تواند در جامعه يك

نقش استثناييِ اينگونه ايفا كند؛هيچ مردي قادر به ايفاي چنين نقشي نيست.مثل كوه استواري از ايمان،در عين حال مثل

چشمه ي جوشاني ازعاطفه و محبت و احساسات زنانه...

اگر زن با اين خصوصيات در عالم وجود نبود انسانيت معنا پيدا نمي كرد.

ولي امرم امام خامنه ای

******************************
همه نگاه‌ها به آن سوی خاکریز است؛

همان سمتی که غرش ادوات جنگ نرم زمین را می‌لرزاند؛

پیروزی از آن ماست...

تا آخر ايستاده ايم!

خدایا !لذتم مدام باد


نمی دانید چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم ، دل مردهایی که چشمشان به دنبال خوش رنگترین زن هاست را میزند...

نمی دانید چه لذتی دارد وقتی مردهایی که به خیابان می آیند تا لذت ببرند،ذره ای به تو محل نمی دهند ...
نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی در خیابان و دانشگاه و … راه می روید و صد قافله دل کثیف، همراه شما نیست...

نمی دانید;واقعا نمی دانید چه لذتی دارد این حجاب!

خدایا !لذتم مدام باد....

ان شاءالله خواهر گلم ان شاءالله

 

حجاب لذت بخش ترین چیز برای یک زن می تواند باشد

حجاب و عفاف ارزش زن مسلمان ایرانی


پوشش زن در ايران باستان:


دوره مادها:
در كتاب پوشاك باستاني ايرانيان آمده: اصلي كه بايد در نظر داشت، اين است كه طبق نقوش برجسته و مجسمه هاي ماقبل ميلاد، پوشاك زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شكل (با كمي تفاوت) با پوشاك مردان يكسان است.
وي در ادامه براي توضيح نقوش بر جاي مانده مي نويسد: مرد و زن به واسطه اختلافي كه ميان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تميز داده مي شوند به نظر مي رسد كه زنان پوششي نيز روي سر خود گذارده اند و از زير آن گيسوهاي بلندشان نمايان است.
دوره پارسي ها (هخامنشيان)
پارسي ها به وسيله كوروش، دولت ماد را از ميان برداشته و سلسله هخامنشي را تأسيس كردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند در مورد پوشاك خاص زنان اين دوره آمده است: از روي برخي نقوش مانده از آن زمان به زنان بومي بر مي خوريم كه پوششي جالب دارند پيراهن آنان پوششي ساده و بلند يا داراي راسته چين و آستين كوتاه است به زنان ديگر آن دوره نيز بر مي خوريم كه از پهلو به  اسب سوارند. اينان چادري مستطيل بر روي همه لباس خود افكنده و در زير آن يك پيراهن با دامن بلند و در زير آن نيز پيراهن بلند ديگري تا به مچ پا نمايان است.